گزارش یک پرونده

بعد از یک ماه دوباره به امیداینکه بالاخره جناب ریس اومده باشه رفتم دادگاه!

شعبه ی من ریس نداشت و هر سه شنبه یه دارس علی البدل از مجتمع مفتح میومد به این شعبه تا پرونده های ارجاعی رو رسیدگی کنه!

منم تکلیف دارم هر دوهفته یکبار بهش سربزنم تا گزارش بنویسم از جلسه دادرسی!

اما دوماه میشد که نتونسته بودم ببینمش !هروقت میومدم نبود منم برای اینکه دست از پا دراز تر برنگردم سرمو مینداختم میرفتم شعبه کیفری در حالیکه تا چند ماه حق ندارم وارد محاکم کیفری بشم!

خلاصه بعد دوماه وارد شعبه شدم ! از قضا قاضی گمگشته ما به کنعان برگشته بود و چشم بی سوی ما به جمالش روشن شد!

از اونجا که حجم کارایی که رو دوشش بود بسیار بالا بود ! به محض اینکه معرفی نامه رو نشونش دادم یه صندلی گذاشت کنارش و کاغذ صورتجلسه هارو داد دستم و گفت هرچی میگم بنویس!!!!

این هجران طولانی محبوب برامون سنگین در اومد !در عرض دوساعتی که تو دادگاه بودم بالغ بر بیست تا صورتمجلس نوشتم اونم به چه سرعتی!

انگشتام داشت میشکست !گویا جناب ریس مارو با با منشی دادگاه اشتباه گرفته بود!

بگذریم از دعواهایی موجرو مستاجرانه و خواهر برادرانه و همسایگانه هایی که اونروز شاهدش بودم!

از همه جالب تر پرونده ایی بود که گزارشش به من افتاد!

پرونده تغییر جنسیت! دختری که با عمل جراحی پسر شده بود و حالا درخواست شناسنامه جدید داشت و دادگاه حکم به ابطال شناسنامه سابق و صدور شناسنامه جدید داده بود!

فک کن! کسی که تا دیروز خانم فلانی شناخته میشد از امروز اقا خطاب میشه!!!

پرونده اشو که میخوندم متوجه شدم که یک کمیسیون سه نفره از پزشکی قانونی و روانشناسان تایید کرده بودن اختلال جنیستی فرد مورد نظر رو! ظاهرا هرمافرید بود!

و تو اصفهان تحت عمل قرار گرفت بود!

حالا فک کن دختری که تا دیروز بچه محله ها تو کفش بودن تو زرد از اب در اومد:))))

 

 

/ 0 نظر / 28 بازدید